آوای جام جم
موسسه فرهنگی هنری
موزیکالیته چیست ؟
یکی از مهمترین اصولی که هر نوازنده گیتار کلاسیک باید رعایت نماید موریکالیته است . حال موزیکالیته چیست؟ اینبار مقاله ای ارائه میشود تا بیشتر در مورد این دانش از موسیقی بیشتر بدانیم بخصوص تفاوتهای میان یک نوازنده گیتار کلاسیک با سایر نوازندگان گیتار در سبکهای دیگر از تفاوت در میان همین خصوصیات شکل میگیرد و اصولی که یک نوازنده کلاسیک باید بدان آگاهی داشته باشد. به یاد دارم که معلمم همیشه می گفت : همه چیز خوب است ٬ اما هنوز باید موزیکالیته بیشتری داشته باشی در جاهای دیگر به من توصیه می کردند که با احساس بیشتری بنوازم . من از اینکه منظورشان را نمی فهمیدم خجالت می کشیدم . می خواستم نوازنده ی خوبی باشم ٬ اما هیچ از موزیکالیته نمی دانستم . از این رو این حق را برای هنر جوهایم قایلم که بدانند چگونه قادر به دست یابی به بیان و موزیکالیته در نوازندگی خواهند بود . پاسخ به این سوالات اولین گام در این راه است . آیا موزیکالیته به ریتم و یا تمپوی خاصی اطلاق می شود؟ آیا به صدای خود ساز بستگی دارد ؟ آیا مادر زادی است ؟ درک و وفاداری به سبک و ایده های آهنگساز هم جزئی از موزیکالیته می باشد یا همه چیز به احساسات شخص بر می گردد ؟ برآنم که به همه ی معلمین موسیقی پیشنهاد کنم که ما هنر آموزان می توانیم بسیار نکات ارزشمند ویژه ای را به هنرجویانمان ارائه دهیم تا آنها موزیکالیته را درک کرده و در نوازندگی به کار گیرند نکاتی که شامل موارد زیر می باشد : جمله بندی روباتو آرشه کشیو سونورته ( کشش صدا ) سبک و مکتب موسیقی ارزیابی شخصی و بازنگری اجرا جمله بندی phrasing اکثر معلمین در هنگام تدریس موزیکالیته تا حدودی به جمله بندی اشاره می نمایند . مسلما جمله بندی را می توان آموخت . به ویژه با الگوبرداری از تشابهات جمله بندی گفتاری همان طور که یک هنرپیشه ماهر مفاهیم جملات یک نمایشنامه را با ایجاد تنوع در زیر و بمی صدا و سطوح بلندی و کوتاهی گفتار بیان می کند٬ یک نوازنده نیز باید قادر به بیان منظور آهنگساز از هر جمله موسیقی باشد . گام اول برای تیل به این مهم شناسایی جمله است جمله از کجا آغاز می شود و کجا پایان می یابد ؟ روی کدام نت ها به عنوان اوج جمله باید تاکید کرد ؟ آیا جمله دارای جملات کوتاه تر درونی نیز می باشد ؟ ( مثل جملات مرکب و شرطی ) ٬ آیا جمله در برگیرنده ی جملات سوال و جوابی دیگر است ؟ آیا ایده های ثانویه دیگری در جملات وجود دارند که باید به وضوح آنها رامشخص کرد ؟ گام دوم اجرای صحیح جمله می باشد . آیا جمله اخباری است و دینامیک ان در انتها افت می کند ؟ مثال : امروز روز خوبی است . آیا جمله پرسشی است و بای دینامیک در انتها اوج گیرد ؟ مثال : امروز روز خوبی است ؟ و مسائلی از این قبیل که تشابهات زیادی با گفتار دارند ٬ به یاد داشته باشید که سایه – روشن ها و درجه بندی اصوات کلید موزیکالیته در جملات هستند . روباتو Rubato درجه بندی سرعت نیز به اندازه ی درجه بندی دینامیک اهمیت دارد . آموزش روباتو به علت نارسایی واژه ها دشوار است و اغلب حق مطلب ادا نمی شود . شاید به همین دلیل اغلب معلمین به توصیه های گنگ و مبهم بسنده می کنند . زیباترین تعبیر روباتو به شوپن منصوب است : ” درختی را تصور کنید که شاخ و برگ هایش در باد نوسان کرده این سو و آن سو می روند ٬ ساقه و تنه نشان استواری و قاطعیت زمان است و حرکت برگ ها و شاخه ها انعطاف پذیری ملودی را تداعی می کند . حرکت ساقه مشابه تمپو و حرکت شاخه ها نشانه ی تمپو روباتو است .” روباتو برخلاف ریتارداندو ( Ritardando) به معنی تغییر تمپو نمی باشد . بلکه روباتو حرکتی بسیار ظریف تر است . اگر با کند کردن سرعت اجرا لحظاتی هرچند کوتاه از زمان را در قسمتی از یک جمله موسیقی دریابیم ٬ باید با تعجیل ( accelerando) در قسمتی دیگر آن را به موسیقی برگردانیم ٬ چرا که باید در دنیای موسیقی امانت دارهای خوبی بود ! بدین سان روی هم رفته نبض زمان کامل شده و کمبودی احساس نخواهد شد و همه چیز همان گونه خواهد بود که اول بوده است . لازم به ذکر است که تطابق نهایی هنگام برگرداندن زمان به حمله ٬ الزما در ابتدای میزان واقع نمی شود . چرا که میزان تنها نمادی گرافیکی جهت سهولت نگارش و مطالعه موسیقی می باشد بلکه در نقطه ای از جمله حادث می شود که سرعت ذاتا یکنواخت شده و خود را تثبیت می کند . باید خاطرنشان کرد که به هر حال موزیکالیته به ذات و طبیعت یک اثر موسیقی باز می گردد و ما قادر به دست کاری و تحریف ذات یک اثر نیستیم ٬ از این رو نمی توان یک قاعده کلی و ریاضی وار برای روباتو ارائه کرد و باید همه چیز برعهده خود موسیقی گذاشت . این سوال نیز باقی است که تا چه حد می توان روباتو را اعمال کرد ؟ اگرچه تا حدودی به سلیقه ی نوازنده بستگی دارد ٬ اما فراموش نکنیم که روباتوی اندک ٬ اجرا را تبدیل به اجرایی ماشینی می کند و روباتوی زیاد از حد به طور اغراق آمیری اجرا را مسخره می کند . ربودن پخش طولانی از زمان در یک جمله آن هم به طور نامناسب ٬ حرکت موسیقی را با مشکل مواجه خواهد کرد و بازگرداندن آن به جریان موسیقی بسیار دشوار است ” اگرچه غیر ممکن نیست . ” مسئولیت رهبر ارکستر و یا یک آکومپانیست ٬ چه عضو گرو کوارتت باشد چه یک پیانیست ٬ حفظ نظم ضرب موسیقی در هنگامی است که نوازنده سلو در حال اجرای مواد ملودیک در تمپو روباتو می باشد . همیشه تاکید می شود که همراهی کننده ضرب را ثابت نگاه دارد و تداوم بخشد . البته برخی از نوازندگان اجرای ضرب ثابت را بهتر از دیگران فرا می گیرند برخی به سختی ! در قرون وسطی ضرب خوان از میان افرادی برگزیده می شد که ذاتا روحیه است متین و با ثبات داشتند . امروزه هر نوازنده باید هر دو ویژگی را دارا باشد ٬ یعنی هم یک نوازنده همراهی کننده باشد وهم یک تک نواز که روباتو را اجرا می کند . تجربه عملی موفق ترین روش برای آموزش روباتو است . هنرجویان باید به اجراهای مختلف از یک جمله توسط معلم خود و یا اجراهای ضبط شده توسط دیگر نوازندگان گوش دهند . سپس خود سعی بر اجرای چندین حالت مختلف از آن جمله با روباتو های متفاوت بنماید . هنگامی که من هنرجوی موسیقی بودم ٬ گوش دادن و مقایسه ی اجراهای مختلف و حتی مقایسه ی اجراهای زنده با یکدیگر بزرگترین تجربه آموزشی من بود . رفتن به کنسرتی که رپرتوارش شامل آثاری می شد که من در حال مطالعه و یادگیری آنها بودم ٬ بسیار تجربه گرانبهایی بود . این تجربیات آغاز پیشرفت و تکامل ذوق هنری ودرک زیبایی شناسی هنرجویان خواهد بود ٬ حتی اگر بیاموزند که حداقل از چه کارهایی در اجرای یک جمله باید پرهیز کرد . در مطلب گذشته قسمت اول از این مقاله را مرور نمودیم .با توجه به اینکه نویسنده نوازنده ساز ویولا میباشد اما نکات بررسی شده ارتباط مستقیم و خاصی با ساز بخصوصی ندارد بلکه این نکته را بیان مینماید که رعایت چه نکاتی موجبات این میشود که اجرای شما بهبود یابد و به کیفیت بالایی برسد. شاید این الزامی باشد که نوازنده گیتار از خصویات سازهای دیگر و نیز از مقالات آموزشی آنان نیز استفاده نماید و بدون شک تاثیر بسیار زیادی در اجرای او خواهد داشت. آرشه کشی و سونوریته Bowing and tone quality در نوازندگی سازهای زهی آرشه ای ٬ موزیکالیته همچنین شامل انتخاب تازه های مناسب آرشه و تولید صدایی شفاف و رسا از ساز خواهد بود . برای آموزش اصول و قوانین سبک های مختلف موسیقی وتفاوت آثار آهنگسازان نیازی به تجربه ای وسیع در اجرای روایت های موثق از مکتب های موسیقی نمی باشد . عموما موسیقی قرون ۱۷ و ۱۸ ٬ باید با صدایی شفاف و ثقیل و ویبراتو های تحت کنترل و نازه هایی که بر روی خطوط اتصال در جملات تاکید می کنند ٬ اجرا شوند . ضمنا دینامیک بسیار معتدل و به دور از هرگونه اغراقی است . نازه های سنگین و موکد نامناسب هستند ٬ مثلا از اسپیکاتو های زمخت و خش دار باید اجتناب کرد . ریتارداندوها نیز باید معتدل و گذرا اجرا شوند . برعکس در موسیقی دوران رمانتیک ٬ هنرجویان می آموزند که با صدایی غنی تر و پرتر بنوازند و از ویبراتو های اغراق آمیز استفاده کنند . بیان نرم تری در لگاتو ها به کار برند و وسعت دینامیک را افزایش داده و با حساسیت بیشتری اجرا کنند ( فورته های قوی تر و پیانوهای ضعیف تر ) . ریتارداندوها ممکن است طولانی تر و واضح تر از ریتارداندو های موسیقی قرون ۱۷ و ۱۸ باشد . سرانجام در موسیقی امپرسیونیستی و موسیقی معاصر ٬ تفاوت در تمبر صدا مثل Sulponticello و یا Sultasto در برنامه تمرینات هنرجویان قرار می گیرد تا آنها به شناسایی بیشتر امکانات صوتی ساز خود پرداخته و در نوازندگی به سبک شخصی نزدیک تر شده و اعتماد به نفس پیدا کنند . هنرجویان می توانند گونه های مختلف pizzicato ” از نظر تفاوت در زاویه زخمه ٬ نقطه تماس و انتخاب انگشت ” و گونه های متفاوت ویبراتو ( سیکل نوسان ٬ شدت و دامنه ٬ نحوه اجرا و تولید ” مچ ٬ دست ” و شماره انگشت ) را تحت نظر معلم خود تجربه کنند و از این طریق با دنیای بزرگ بیان موسیقایی آشنا شده و دریچه های تازه های از موزیکالیته را به روی خود بگشایند . موارد مربوط به سبک Stylistic concerns اگر هنرجویان به سبک های مختلف علاقه دارند آنها را تشویق و راهنمایی کنید تا بر تجربه های خود بیفزایند . امروزه اطلاعات مکتوب با ارزشی در مورد سبک های موسیقی وجود دارند . همچنین تورها و کارگاه های آموزشی گروهی که قابلیت ها و امکانات جالب سازهای قدیمی و شیوه ی نواختن آنها را شرح می دهند ٬ فراوانند . به هرحال لازم نیست که یک معلم موسیقی دارای درجه دکترای موزیکولوژی باشد تا به هنرجوی خود بگوید تریل باروک را باید از نت بالایی و در سر ضرب آغاز کرد ٬ کما این نکته نیز جزئی از موزیکالیته است . من با گفته ” لئوپولد اور” موافق نیستم که در کتابش ( ویلن در کلاس من ) می گوید : ” سنت در حقیقت روح زنده اکنون را به قانون مندی مرده گذشته سرکوب می کند …ویلنیست های امروز همانند ویلنیست های گذشته منحصر بفرد هستند و هر کدام راه خود را می روند ٬ به آنها اجازه دهیم خود را بیان کنند ٬ نوازندگی شان را با قوانین دست و پاگیر گذشته که معنی خود را از دست داده اند به غل و زنجیر نکشیم . ما به دنبال زیبایی هستیم ٬ از سنت ها می توان صرف نظر کرد . “ به اعتقاد من اولین تعهد اجرا کننده ٬ بازآفرینی هرچه نزدیک تر موسیقی به اصل تصورات و ایده های آهنگساز است ٬ نوازنده ٬ یک بازآفرین است نه آفریننده . نگرش به موسیقی قرن ۱۸ از دریچه مه آلود و سرخ فام موسیقی قرن ۱۹ ٬ چیزی جز تخریب موسیقی نیست . نابودی تار و پود و وضوح بافت موسیقی باروک و کلاسیک با ویبراتو های موسیقی رومانتیک ٬ انگشت گذاری لغزان و لگاتوهای تغزلی مجموعا مضحک و کاملا غیر موسیقای است . برمعلم واجب است که این مسائل را به هنرجو آموزش داده و گوشزد کند ٬ اگرچه بیان منحصر بفرد هر نوازنده در قوت خود باقی است و باید تشویق شود . ارزیابی شخصی و بازنگری اجرا Self analysis شاید بتوان گفت که بهترین وسیله تدریس و تفهیم موزیکالیته به هنرجویان یک دستگاه ضبط صوت است . هنرجویی که مجبور به بازشنوی اجرای خود می گردد ٬ جزئیات فراوانی را کشف می کند که به او در تصحیح ایرادها و نقص های نوازندگی بسیار کمک می کنند ٬ چیزی که شاید در کلاس درس هیچ معلمی نتوان آن را یافت . هنرجو پس از بررسی ریتم و آگاهی از اینتوناسیون و پی بردن به دقت انگشت گذاری خود ٬ به قضاوتی کلی از بیان و تاثیر نوازندگی خود بر شنونده ثالث خواهد رسید . آیا اجرایش جذاب بوده است؟ آیا شنوندگان راغب به شنیدن می شوند ؟ آیا اجرا حس ذاتی موسیقی را دارد و یا حرکت موسیقی با تاکید های اغراق امیز آسیب دیده است ؟ آیا صدا زیبا است ؟ آیا ویبراتو از نتی به نتی دیگر نرم و پیوسته اجرا می شود ؟ آیا موسیقی با کاربرد متفکرانه جمله بندی ٬ روباتو ٬ آرشه و سونوریته و رعایت اصول اجرایی سبک خود ٬سرزنده و با روح خواهد شد یا خیر ؟ ترکیب همه این عناصر به بیان موسیقی حیات می بخشد و ما آن را موزیکالیته می نامیم . منبع:ماهنامه هنر موسیقی موزیکالیته چیست ؟ پاملا گلدسمیت PhD viola تهیه و تدوین :
تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت محفوظ می باشد .
طراحی سایت : ایران طراح